چرا «موسوي» نيامد؟
«چه بسا آن چه درنظر نخست صحيح ميرسد پس از تأمل صواب ديده نشود و يا آنچه از دور خير جلوه ميكند در تجربه اين چنين نباشد. اين جانب از ماهها قبل كه توصيه دوستان در مورد نامزد شدن در انتخابات آينده رياست جمهوري آغاز شد در اين باره انديشيدم و هر چه بيشتر غور كردم اين كار را مفيد و شايستة لطف و اعتمادي كه مردم مهربان مرا قابل آن تصور فرمودهاند، نيافتم» هفته نامه عصر ما ـ شماره 56 – 9/8/1375
جملات فوق را آقاي ميرحسين موسوي در جواب گروهها و تشكلهاي سياسي كه او را به شركت در انتخابات رياست جمهوري دعوت كردند. نوشته است. و نه امروز بلكه در 8 سال پيش زمانيكه آقاي هاشميسال آخر رياست جمهوري را طي ميكرد. آن زمان گروهها و تشكلهاي سياسي قبل از اينكه از آقاي خاتمي براي شركت در انتخابات دعوت كنند مثل امروز از آقاي موسوي به طور جدي دعوت كردند. پوشش رسانهاي اين دعوت آن زمان در اندك مطبوعهاي كه خط فكر اين گروهها راتبليغ ميكرد صورت گرفت كه عمدتاً عبارت بودند از روزنامه سلام و هفتهنامه عصر ما.
داستان دعوت از آقاي موسوي پس از 8 سال دوباره تكرار شد و اگر چه در آن زمان ايشان در پيامي بدون ذكر دلايل امتناع خويش را از پذيرش كانديداتوري اعلام كرد ولي اينبار پس از مدتها كه جامعة سياسی كشور را در التهاب سكوت خود قرار داده بود ابتدا پاسخ منفي اش را از طريق شخصيتهاي سياسي مرتبط با خود اعلام كرد .ادامه اين سكوت ناخواسته به ترويج شايعات دامن خواهد زد. شايعاتي كه در پي اين سؤال مطرح خواهد شد كه چرا موسوي نيامد؟!
صرف نظر از اينكه آيا دستيابي به جواب اين پرسش پاسخ به كدام ضرورت سياسي كشور است آنچكه در جواب ميتوان گفت اينست كه تنها ميتوان به گفتههاي اطرافيان جناب موسوي و نقد عملكرد هشت سال نخست وزيري ايشان در دوراني كه كشور درگير جنگي فرسايشي بود استناد كرد.
خانم دكتر زهرا رهنورد همسر مهندس موسوي در سخناني كه هفتهنامه عصر ما به تاريخ 7 آذر ماه سال 1375 به چاپ رسانده است پيرامون علل امتناع ايشان از پذيرش نامزدي رياست جمهوري ميگويد: «آقاي مهندس موسوي وقتيكه نخست وزيريش تمام شد خيلي خوشحال بودكه يك خدمت بسيار ناچيز انجام داده و از اين به بعد هم ميتواند تجربيات خودش را در اختيار جمهوري اسلامي قرار دهد و انتظار هم داشت كه از اين تجربيات استفاده شود»
ولي درد اين بود كه مطلقا از تجربيات استفاده نشد. شايد هم حق داشتند زيرا سياستهاي متفاوتي از آن 8 سال اتخاذ شده بود كه با آن تجربيات هماهنگي نداشت» خانم رهنورد در ادامه اين سخنان به دلائلي چون عدم هماهنگي مجلس وقت با آقاي موسوي را به عنوان ديگر دلائل امتناع ايشان از پذيرش كانديداتوري، بيان كردهاند.
البته همانطوري كه در ابتداي اين گفتار اشاره شد سكوت جناب موسوي، ناخواسته به رواج شايعات دامن خواهد زد. يكي از شايعات، عدم موافقت بخشي از حاكميت با كانديداتوري اوست كه جناب موسوي با هوشمندي در پيام فوقالذكر سعي كردهاست بر اين ادعاي نادرست خط بطلان كشد و پس از سپاسگذاري از تمامي اقشار مردم و گروهها از آنان مي خواهد كه «به صورتي فعال در پشتيباني از نامزدي مناسبتر در انتخابات آينده رياست جمهوري حضور داشته باشند و به تكاليف شرعي و ملي خود در اين زمينه عمل كنند» و در پايان مي افزايد: «اين انتظاري است كه رهبر فرزانه انقلاب و شهيدان و زجرديدگان در راه برپايي نظام مقدس اسلامي به درستي از ما دارند »
همانطور كه قبلا ذكر شد داستان دعوت از موسوي پس از 8 سال دوباره تكرار شد. تفاوتي كه اينبار داشت اين بودكه در دو مقطع زماني اين دعوت صورت گرفت و در هر دوبار آقاي ميرحسين موسوي در حاليكه سكوت اختيار كرده بود پاسخ منفي او بار اول از طريق شخصيتهاي دعوت كننده و بار دوم از طريق عدم ثبت نام براي كانديداتوري به افكار عمومي القاء واعلام شد. سكوت بعد از پاسخ منفي آبان 83 خودبخود اين شايعه را دامن زد كه ايشان كانديداي دقيقه 90 هستند و كانديداهاي اصلاح طلب پس از مهيا كردن فضا در آستانه ثبت نام به نفع او كنار خواهند رفت.
صرف نظر از نيت كساني كه در آستانه ثبت نام كانديداها بر طبل دعوت دوباره از موسوي كوبيد وبه اين شايعه دامن زدند اين نكته گفتني است كه بعضي از احزاب تاثير گذار اصلاح طلب را نيز با تمام ادعاي هوشمندي سياسي در موضعي قرار دادكه نتوانستند بر نادرستي اين شايعه صحه بگذارند وبه نوعي در ميان قبول يا رد اين شايعه دچار ترديد شدند.
اما هنگامي كه زمان نام نويسي براي كانديداتوري رياست جمهوري به پايان رسيد همگان دريافتند كه پاسخ منفي موسوي در آبان 83 قطعيت يافته است.
با اين حال جامعه انتظار داشت كه ايشان سكوت خود را بشكند و علت عدم پذيرش كانديداتوري را بيان كند. انتظاري كه 24 ساعت بعد به پايان رسيد و آقاي ميرحسين در پيامي مانند 8 سال قبل ضمن تشكر از مردم، گروهها و احزاب ودانشجويان دعوت كننده از او به آنان اطمينان دهد كه «اين سرباز كوچك امام و انقلاب هر كجا باشد از خيرخواهي براي نظام اسلامي و مردم بزرگوار كوتاهي نخواهد كرد»
اما مهمترين بخشي كه از اين پيام براي كاوش در چند و چون علل نيامدن او مي توان يافت آنجاست كه مي نويسد «درعرصه اين گزينش بزرگ، كساني بايد داوطلب شوند كه علاوه بر شايستگيهاي فردي، متناسب با اين مسئوليت عظيم از ابزارها و امكانات لازم جهت اداي حق اين منصب برخوردار باشند.» موسوي با اين جملات دلايلي را كه مدتها به نقل از او درمحافل گوناگون بيان ميشد در لفافه تأييد نمود ولي صرفنظر از دلايل واقعي امتناع موسوي براي پذيرش منصب رياست جمهوري او امروز در پس پاسخ منفي مكرر خود تجربه هشت سال ديگر را نيز پيش رو دارند.
هشت سالي كه عملكرد افراد واحزابي را به يادگار دارد كه از دعوتكنندگان جناب ايشان ميباشند.
هشت سالي كه فضاي سياسي كشور ملتهبترين دوران خود را پس از انقلاب به خود ديد.
هشت سالي كه ميزان پاي بندي احزاب و گروهها به شعارهاي خود آشكار شد
هشت سالي كه افراد و گروههايي به پشتوانه آراء اعتراض مردم به وضع موجود سكاندار امور اجرايي شدند تا در جواب اعتراض مردم به وجود فشارهاي اقتصادي، فاصلة فاحش طبقاتي، پارتيبازي، فساد اداري، تبعيض هاي ناروا، قانونگريزي وناامني ناشي از آن ويكنواختي و دلمردگي سياسي و نبود اعتناي كافي به مردم به ويژه جوانان و زنان با عملكرد خود پاسخي در خور مردم بيابند و هشت ساليكه عدم پشتوانه مردمي ناشي از نااميدي و ياس از عملكرد احزاب و گروههاي سياسي را پيش روي خود ميبيند.
آري در پس اين تجربهها اينبار هم موسوي نيامد و اين بار هم پاسخ مثبت نداد.
و گذاشته «وين راز سر به مهر به عالم سمر شود»
حميد حيدريان
