مصاحبه اي خواندني با سيامك محمد خاني دبير كانون موسيقي دانشگاه اصفهان
- لطفا خودتان را معرفي كنيد.
من سيامك محمدخاني ،متولد 1360 در تهران هستم.از بچگي به تشويق پدرموارد كار موسيقي شدم. دورههاي سلفژ و آهنگسازي را نزد استادان مجرب و ماهر هم چون ايلگا، استاد روسي ام و همچنين كامبيز روشن روان و بهرام فخرالدين آموزش ديدم. اولين استاد پيانوي من استادي ايتاليايي بود.
در سال 1378 در رشته پزشكي دانشگاه اصفهان قبول شدم و در سال 1381 به عنوان دبير كانون موسيقي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان شروع به كار كردم و چندين ماه پيش نيز با يكي از بهترين اعضاي گروهم ازدواج كردم.
- از سوابق كاري خود بفرماييد.
كار هايي كه اجرا كردم آلبومي از آهنگهاي محلي ايران است كه آهنگ هاي امله ،مولانا، علي. قطعه اي كه به مناسبت گفتگوي تمدنها اجرا كرديم (شعر فارسي، عربي، انگليسي). اما آهنگهايي كه خودم ساختم سرود دانشگاه علوم پزشكي بود، هم چنين قطعه شعري براي W.H.O سازمان بهداشت جهاني كه شعري انگليسي به نام« اگر همراه هم باشيم» اجرا كرديم. اجرايي هم در سينما سپاهان در مرداد ماه سال گذشته داشتيم. بزرگترين كار، اجرايي بود كه در سالن رودكي تالار وحدت تهران بود و اجراي بم در سالن هلال احمر.
- چه چيز شما را به طرف موسيقي جذب كرد؟
موسيقي كار جدي و حرفهاي است كه فقط براي تفريح نيست و بايد كار كرد و هدف هم مشخص است. موسيقي انسان را عوض مي كند و شاد مي كند. به او آرامش و صبر را مي آموزد. وقتي انسان مي خواند به نوعي خود را تخليه مي كند و به آرامش مي رسد. مهم ترين مورد در موسيقي ديدگاه است و بايد با ديدگاهي معين به طرف آن رفت البته همان طور كه اشاره كردم من به تشويق پدرم وارد اين دنياي موسيقي شدم.
- اعضاي گروه شما چند نفر هستند و آيا تغييري در آن ها به چشم ميخورد؟
اعضاي گروه 70 نفر هستند. گروه را با اعضاي قديمي كه از ابتدا بودند تشكيل دادم و البته هم اكنون اعضاي جديدي نيز داريم و مرتباً اين اعضا عوض مي شوند و نفرات جديد را به كار مي گيريم و اكثريت خانم ها هستند. اصلاً ويژگي اين گروه تغيير پياپي اعضاست. با اين اعضا البته منظورم اعضاي قديمي ست گروههاي كانون را تشكيل داديم و آموزش هايي در زمينه تئوري، سلفژ و صداسازي را ديدند تا به اينجا رسيدند و اجرايي هم كه در نيمهي ارديبهشت انجام گرفت به مناسبت سومين سالگرد تاسيس گروه بود.
- فرموديد اكثريت خانم ها هستند. آيا محدوديتي براي اين اعضا در گروه و كلاً در موسيقي وجود دارد يا خير؟
همان طور كه اشاره كردم، مهم ترين مورد در موسيقي ديدگاه است و طرز فكر، عده اي علاقه به خواندن داشتند اما امروزه يا برايشان اجرا مهم نيست بلكه حرفه و جديت برايشان مهم است و كار سخت و كلاسيك و امروزه هدف و ديدگاهشان تغيير پيدا كرده است و به صورت علمي درآمده است. همه چيز به ديدگاه بر مي گردد. بايد ديد با چه طرز فكري وارد كار مي شوند و البته اين را هم اضافه كنم اين كار يك كار گروهي است؛ به صورت تك نفره اجرا نمي كنند كه مشكلي برايشان به وجود بيايد. در ضمن من خودم وقتي صدايي گوش مي دهم، اگر بخواهم ايراد بگيرم مي گويم دو سه نفره بايستند تا بخوانند. كلاً اين احساس خجالت و كمرويي ممكن است به وجود بيايد و بين هم آقايان و هم خانمها باشد. اما درتهران، چنين حالتي كمتر به وجود مي آيد و كمتر در اين رابطه با مشكل برخورد مي كنيم. كلاً براي خانم ها محدوديت و مشكلي در اين رابطه وجود ندارد.
- دغدغه ذهني شما و يا بهتر بگويم مشكلات و موانع كار شما چيست؟
در سطح دانشگاه به دليل حمايت دانشگاه (تالار، مكان تمرين) مشكلي نداريم. در كشور هم روز به روز موسيقي دارد علميتر مي شود و سطح آگاهي ارتقا پيدا كرده است و كمتر با مشكلي مواجه مي شويم و من خودم دغدغه ذهني ندارم و بچههاي گروه نيز خيلي كم دغدغه پيدا مي كنند و چون در كنار درسشان به موسيقي مي پردازند دغدغه ندارند. اما اگر به عنوان منبع درآمد به حساب آيد دغدغه بسيار وجود دارد. خصوصاً امروزه كه با كثرت موسيقي پاپ در ايران، مردم با اين قطعات آشنا شدهاند و با موسيقي كلاسيك آگاهي و آشنايي ندارند در نتيجه از آن استقبال نمي كنند. خصوصاً كساني كه اين رشته را در هنرستان آموختهاند دغدغه بسيار دارند چون مردم به قطعات پاپ و آنهايي كه از تلويزيون و راديو پخش مي شود عادت كرده اند، اما به موسيقي كلاسيك که كار فراوان بر روي آن انجام مي شود كمتر توجه دارند. اين را هم اضافه كنم تمرين بسيار مورد قابل توجهي است. اگر از هنگام كودكي فردي موسيقي كلاسيك گوش دهد در بزرگسالي رغبتي به موسيقي پاپ ندارد و به طرف كلاسيك كشيده مي شود و امروزه كار موسيقي روز به روز علمي تر مي شود.
- مهم ترين عامل در موسيقي چيست و استعداد تا چه اندازه موثر است؟
مهم ترين عامل، جديت است. خيلي وقت ها افرادي ابتدا مي آمدند و براي رهايي از فشار درس به طرف موسيقي كشيده مي شدند، اما به دليل جديت كار، بيرون میآمدند. اما بعضي ها با جديت و سخت كوشي آمدند و با همين علاقه و جديت ادامه دادند به طوري كه يكي از بهترين هاي گروه كر شدند و استعداد هم بسيار مهم است. خصوصاً خواندن. اگر كسي گوشش خراب باشد با مشكل مواجه مي شود. استاد حنانه، آهنگساز هزاردستان، اين طور عنوان كرده اند كه با كار جدي مي شود جاي نبوغ را گرفت. اگر كسي چندين بار در صورت علاقه و البته بدون استعداد تمرين كند مي تواند به آن چيزي كه مي خواهد برسد. به طوري كه در گروه خود من هم چنين افرادي بودهاند و به جاهاي بسيار بالايي رسيده اند. علاقه بسيار مهم است. حتي همان كار جدي نيز با علاقه همراه است. آقاي انتظامي اين طور تعريف مي كنند كه روزانه 8 ساعت در داخل كمد تمرين مي كردم. به هرحال تمرين بسيار مهم است و جنبه تئوريك صدا و ساز زدن به تمرين بسيار احتياج دارند.
- اگر صدا بد باشد مي توان به گروه راه پيدا كرد؟
اگر كسي گوشش خوب باشد، صدايش رفته رفته به آن حد عالي مي رسد و اين وظيفه ماست كه صداي آنها را خوب بكنيم. خوانندهي كالاسيك فشاري به صدايش نمي آيد(این موسیقی، قوي، راحت و با آرامش اجرا مي شود) در حاليكه اگر توجه كنيم، خوانندگان امروزي ظاهرشان به هنگام خواندن عوض مي شود. درعرض تمرين نتهاي مختلفي را كار مي كند و صدا تغيير مي كند. اگر جدي بخواهد كار بكند اگر نبوغ نداشته باشد هر چند سخت كار كند اما با تمرين جلسه اما درست مي توان صدا را نيز خوب كرد. بايد از صفر شروع كرد.
- فرق بين كلاسيك و پاپ چيست؟
كسي كه آواز كلاسيك كار كرده باشد و شعري خوب به او برسد و آهنگساز خوبي هم بر روي آن كار بكند پاپ خوبي در مي آيد. در تمام دنيا البته جديداً در ايران كساني كه پاپ كار مي كنند اول نوازنده خوبي بوده اند و سپس در زمينه پاپ كاركرده اند.
- نظرتان راجع به كار خوانندگان خارج از كشور چيست؟
افرادي كه جديد مي روند، هدفشان تقويت موسيقي نيست بلكه شهرت است. خصوصاً اگر اشتباه نشنيده باشم مي گويند كمپاني است كه در ازاي دريافت مبلغي پول، فرد را بهترين خواننده سال معرفی مي كند و من كسي را نديدم كه خوب كار بكند. اگر كسي هم محبوب هست و يا بوده به خاطر آن است كه در آن زمان، فرد يك يا دو شعر و يا قطعهاي از آنها را در مواقع خاصي از زندگي فرد كه به يادماندني بوده است شنيده و ماندگار شده است و ديگر آن كه احساسی مي خوانند اما چندان در زمينه موسيقي قوي عمل نمي كنند. امروزه نيز چنين حالتي در ايران حاكم است و مردم به قطعات اين چنين عادت كرده اند
- ارتباط بين پزشكي و موسيقي چيست؟
از نظر روحي خيلي خوب است. در پزشكي كه انسان با آدم سالم برخورد ندارد و بيماري را درمان ميكند و در موسيقي نيز به انسان آرامش ميدهد. از نظر عملي نيز مثلاً كار با پيانو كه با مهارت انگشتان است همان ظرافت كار نيز در جراحي و پزشكي مشهود است .
- پزشكي بهتر است يا موسيقي؟
هر دو را دوست دارم اما پزشكي را بيشتر. از آن جهت كه بيماري را درمان مي كنم اما به پزشك اهانت بسيار مي شود در حالي كه در موسيقي هميشه بهترين جا هستي و همگان تو را تشويق مي كنند.
- آيا موسيقي لطمهاي هم به درستان وارد ميسازد؟
خير. چون انسان همه موقع هم كه درس نميخواند. دقيقا وقتهايي را موسيقي كار مي كنم كه احساس مي كنم اضافه است. اصلاً موسيقي به انسان آرامش و انرژي براي ادامه كارهاي روزانه ميدهد.
- آيا ميتوان بر روي موسيقي و كار شما به عنوان منبع درآمد حساب باز كرد؟
اگر ديد مادي داشته باشيم، بدانيم اين كار يعني عضويت در گروه كه به جایي انسان را نمي رساند. اما اگر هدفش تقويت موسيقي باشد پول، خودش رفته رفته به سراغ انسان مي آيد. اگر كسي علمي كار كند و تدريس كند نيز منبع درآمدي خواهد داشت اگر بخواهد از طريق صدا به جايي برسد بايد حتماً منتظر كنسرت باشد تا به درآمدي برسد اما همان طور كه آقاي انتظاري گفته اند انسان بايد در همه كاري بهترين باشد.
- نقش امكانات تا چه حد است و آيا اطلاع رساني براي جذب بيشتر افراد صورت گرفته است يا خير؟
امكانات بيشتر براي گروه كر ما جنبه حمايت از طرف دانشگاه را دارد كه البته بسيار از ما حمايت مي كند اما براي خود گروه امكانات چندان زيادي لازم نيست. زيرا ساز افراد صدايشان هست كه هميشه همراهشان مي باشد.
در درون دانشگاه نيز اطلاع رساني بيشتر با هدف جذب بچههاي علوم پزشكي بوده است و در بيرون هم قصد راه انداختن گروهي را دارم تا بيرون از دانشگاه نيز فعاليتي داشته باشم.
- آيا قطعهاي را از آقاي انتظامي گرفته ايد تا اجرا كنيد و هم چنين بفرمائيد بيشتر روي چه اشعاري كار ميكنيد؟
نه. اما قطعات روز واقعه را قصد داريم كار كنيم. هم چنين آلبوم جديد اعتراض را كار ميكنيم، بوي پيراهن يوسف را كه از ايشان بوده و كار كردم بسيار با استقبال روبرو شد كه البته اين استقبال هميشگي است. اشعار شاعر خاصي را نيز كار نميكنم. گاهي اوقات شعرهاي فروغ فرخزاد را به صورت تك نفره كسي با پيانو مي نوازد و ديگري آن را به صورت تحت اللفظي ميخواند.
-آيا الگوي خاصي را در اين راه دنبال ميكنيد و هم چنين بفرمائيد بهترين فرد از نظر شما در آهنگسازي و صدا كيست؟
الگوي خاصي را كه دنبال نميكنم، زيرا آهنگسازي مسیر خود را دارد، اما در نوازندگي پيانو كه ساز تخصصي من است، كارهای باخ را مي پسندم و هم چنين كار رهبري را، زيرا هدايت گروهي را بر عهده دارم. بهترين و كاملترين صدا، آقاي حسين سرشار است. در پاپ نيز كارهای آقاي محمد نوري را بسيار ميپسندم.
- شيرينترين لحظه كاري شما (موسيقي) كدام لحظه بوده است؟
اجراي بم كه بدون آگاهي قبلي بود، اما در عرض يك هفته اجراي بسيار زيبا و عالي کردیم كه با استقبال فراوان روبرو شد.
- آيا براي شركت در جشنواره بينالمللي فجر معياري را مشخص ميكنند؟
خير. زيرا تكرار ميشود و مرتب معيارها را تغيير مي دهند و يكسان نيستند.
- چه آيندهاي را براي گروه خودتان و البته موسيقي پيش بيني ميكنيد؟
به نظر خوب مي رسد. در همه دانشگاهها گروه كر تشكيل مي شود. گروه كر دانشجويي. هنگامي كه بعد از بيست روز اولين اجرا را داشتيم همگان تحسين كردند و هدف من نيز اين بود. زيرا مي دانستم دانشجو به دليل جديت فعاليت بيشتري دارد. سپس در جشنواره دانشجويان علوم پزشكي با اختلاف بسيار اول شديم و قطعات سنگيني اجرا كرديم. هدف من نيز اين بود كه بهترين گروه ايران شویم و هم چنين حضور در جشنواره بين المللي فجر كه گروههاي شناخته شده بسياري در آن فعاليت دارند. گروه ما نيز مطمئنا آيندهي خوبي پيش روي دارد البته علي رغم هماهنگي كمي كه به خاطر تغييرات مداوم در آن وجود دارد اما به اين گروه اطمينان دارم.
- در مقابل هر كلمه كه ميگويم اولين احساسی را كه داريد بدون معطلي بيان كنيد.
بچه: سادگي زندگي: حركت تنبك: رسم پاپ: مردمي ساز: علاقه
كر: معلم خواني، هم صدايي شجريان: صداي ماندگار محبوب: اپرا
پيانو: علاقه من سبز: آرامش رنگ: سبز
ريم DJ: نمي شناسم دانشجو: علم پزشكي: عشق افتخاري: نميدانم نوري: صداي قوي سرشار: استاد مصاحبه: سنت
- و حرف آخر:
يك امر خيلي منفي كه در دانشگاه پزشكي جا افتاده، افسردگي است كه دانشجويان آن را به دليل فشار زياد درسها احساسميكنند. بههرحال هر كس به جايي مي خواهد برسد بايد سختي بكشد. موسيقي به انسان آرامش مي دهد. هم چنين ازدواج. اين ازدواج به انسان انرژي بسياري مي دهد و من خودم بسيار آن را احساس مي كنم و دغدغه ندارم و كاملا آرامش دارم وقتي در ؟؟ هستم احساس خامي دارم يك نوع انرژي بسيار كه از خواندن و تمرين و با هم بودن به ما وابسته به من دست ميدهد. احساس حركت و شادابي وقتي فراخواني مي دهيم شعري را نيز در آن جا مي دهيم ؟؟ كه با آن احساس تولد دوباره مي كنيم، احساس شروع دوباره، دوباره تجربه كردن، دوباره روحيه گرفتن
«ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست»