خاک کیمیا
· روئي دم و انجيز نرمي، وت انجيرهَ گر.
· يعني چيزي كه انسان آنرا براي خود مطلوب مي داند ولي در مقابل ديگران آنرا به ظاهر زشت جلوه ميدهد.
· برِا گوشت يكِ بخوِد، سقان يكَ نَشكنِ.
· يعني وفاداري خانواده و فاميل و نامردي غریبه
· باوگِ مردگِ كام، آش گوشت خواردهِ ناگامِ
· معناي كلي آن يعني كه كاسه داغتر از آش شدن ديگران
· خوم وِ دسَ خوم آگر نامِ قژ خوم
· يعني ندانمکاری انسان
· اگر تويهَ، ماهي بگرِي بيدِ خدُ بنيدهَ ناو آو و خرگِ
· يعني براي رسيدن به آرزوهاي خود بايد تلاش و كوشش كني.
· هرمت نيدلهِ پياز چيدهَ چزُ ، چاز
· يعني وقتي كه احترام براي كسي قائل ميشوي به خود مغرور ميشود.
· يهَ گلِ شيرله فاوِ دو گلِ روي زوءين
· يعني كه وحدت باعث قدرت ميشود.
· سرو وُ سروِي هر چَكِ بار فشترِ بوگِ سرچمن
· يعني اين كه هر چه مقام انسان بالاتر باشد بايد فروتن و افتادهتر باشد.
· عُشن انجيز لِه بانِ چو بخمد بديش بوشم آي آي
· يعني انسان چرا بايد كاري انجام بدهد كه بعد باعث پشيماني شود. بزن وقت سرخوار نان شوان خو
يعني اينكه انسان هر وقت زمينه آزار واذيت داشته باشد، اگر آن را نصيحت كنيد، گوش نمي كند و به آزار و اذيت خود ادامه مي دهد.
