متكی : «مثلاً به ما محبت كردند»
در روز دوشنبه 19/2/84 دانشگاه اصفهان در حال و هوایی دیگر بود، چرا كه در انتظار دیدار كاندیدای ریاست جمهوری، آقای علی لاریجانی به سر میبرد. ساعت دیدار با ایشان 3 بعدازظهر تا 6 اعلام شدهبود. تالارشریعتی میزبان گروه كثیری ازدانشجویان محترم دانشگاه اصفهان بود. و بعد از یك ساعت تأخیر در ساعت 4 بعدازظهر درهای اتاق سخنرانی به روی دانشجویان باز و صندلیها مملو از حامیان و پرسشگران شد.
بعد از چند لحظه، شخصی پشت تریبون قرارگرفت و فاكسی با این مضمون خوانده شد.
«بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف و عزیز استان اصفهان
باسلام
مشتاق دیدارتان بودم و هستم و با شور و شعف، برنامه دیدار شما عزیزان را دنبال میكردم. نمیدانم دست تقدیر به نوعی رقم خورد كه در چند روز اخیر، دچار سرماخوردگی شدیدی شدم و عملاً به دلیل سرفههای زیاد، امكان مصاحبت با شما دوستان عزیز را ازدست دادهام و من از صمیم دل عذر میخواهم و امیدوارم كه عذرخواهی مرا بپذیرید و امیدوارم در اولین فرصت، شرفیاب محضر شما مردم صمیمی وعزیزشوم.
بنده ی خدا علی لاریجانی
19/2/84 »
در این لحظه، حضار با حالتی كه نمیدانم اسمش را چه بگذارم، از روی صندلیهای خود برخاسته و تالار را ترك كردند كه این كار، منجر به پدید آوردن صحنهای جالب و به یادماندنی شد.
اندك افرادی كه مات و مبهوت در جایگاه خود نشسته بودند، بعد از لحظهای به خود آمده و گوش به صدایی دادند كه میگفت :
«جناب آقای متكی به نمایندگی و نیابت دكترلاریجانی برای پاسخگویی به سوالات شما دانشجویان محترم آمده اند.»
و طبق معمول، برگه های سفید برای نوشتن سوالات بین معدود افراد حاضر پخش شد.
بعد ازجمعآوری برگههای سؤال، آقای متكی به چند سؤال كه بیشتر در رابطه با اقتصاد كشور و بینش اقتصادی آقای لاریجانی بود پاسخ دادند. همچنین ایشان چهار چیز یا چهار اصل كار، آموزش، مسكن و درمان را از مهمترین اصول پیشرفت اقتصاد كشور از نظر دكترلاریجانی بیان نمودند.
بعد از پاسخگویی به چند سؤال، دوباره به خواست یكی از مسئولین، متن فاكس شده جناب آقای لاریجانی خواندهشد و با امید به تحقق وعدههای دكترلاریجانی مبتنی بر این كه به زودی از حضور ایشان استفادهخواهیمكرد، ختم جلسه اعلامشد و بعد از آن آقای متكی برای خالی نبودن عریضه، این سخنان رابیان نمودند:
«من دو حالت راپیش بینی كردم اولین حالت اینكه كل دانشجویان بروند. ما هم در واقع اعلامكردیم (نیامدن دكترلاریجانی)و حقشان هم بود و بخشی از دوستان رفتند با همین نگاه. بخشی ازدوستان (پوزخند) حالا....یا....مثلاً ....محبت به ما كردند یا به هر دلیلی ماندند كه باز حقشان بود برای وقتی كه گذاشتند مطالبی مطرح شد. از این جهت مصدع شما شدیم.»
و بعد از تشكر از مدیریت دانشگاه و جمعی از دست اندركاران، جلسه به پایان رسید.
